تسویهٔ حقوق سمپل: مرجعی برای موسیقی‌دان‌ها

15 دقیقه خواندنهر رقم با منبعش

آیا باید این سمپل را تسویه کنم؟

اگر صوتی را از صفحهٔ کس دیگری کپی کرده‌اید، بله — و به دو اجازه نیاز دارید، نه یکی. یک قطعهٔ منتشرشده دو کپی‌رایت در خود دارد: اثر موسیقایی (آهنگ) و ضبط صوتی (مستر). کپی کردن تکه‌ای از یک صفحه هر دو را تکثیر می‌کند، پس به مجوزی از مالک ضبط، که معمولاً یک لیبل است، و مجوزی از مالک اثر، که معمولاً یک ناشر است، نیاز دارید. هیچ طولی وجود ندارد که زیر آن سمپل‌برداری خودکار امن باشد: قاعده‌های پرتکرار «زیر هفت ثانیه» یا «کمتر از سه نت» در هیچ قانونی وجود ندارند، و تنها آموزهٔ حقوقی‌ای که شبیهشان است — کپی de minimis — ناهمسان اعمال می‌شود و در Sixth Circuit برای ضبط‌های صوتی یکسره رد شده است. اگر به جای برداشتن صوت، بخشی را خودتان دوباره بنوازید ادعای ضبط برداشته می‌شود، چون 17 U.S.C. §114(b) می‌گوید حق ضبط صوتی «به ساختن یا تکثیر ضبط صوتی دیگری که تماماً از تثبیت مستقل صداهای دیگر تشکیل شده تسری نمی‌یابد، حتی اگر آن صداها صداهای موجود در ضبط دارای کپی‌رایت را تقلید یا شبیه‌سازی کنند» — اما ادعای اثر را کاملاً دست‌نخورده می‌گذارد. مجوز اجباری §115 که به شما اجازه می‌دهد یک کاور ضبط کنید اینجا اعمال نمی‌شود، چون سمپل کاور نیست. تسویه خصوصی مذاکره می‌شود، نرخ‌ها منتشر نمی‌شوند، و هیچ سقف قانونی‌ای بر آنچه یک دارندهٔ حق می‌تواند بخواهد وجود ندارد، از جمله «نه». پیش از آنکه برای پول بودجه بگذارید، برای زمان بگذارید: پاسخ اغلب ماه‌ها طول می‌کشد، و بارها سکوت است.

این صفحه یک مرجع است، نه مشاورهٔ حقوقی. آنچه را وصف می‌کند که قوانین، مقررات و آرای دادگاه‌ها می‌گویند؛ به شما نمی‌گوید دربارهٔ قطعهٔ خودتان چه کنید.

دو تسویه، و چرا یکی بس نیست

بر پایهٔ 17 U.S.C. §106 مالک هر کپی‌رایت حقوق انحصاری تکثیر اثر و تهیهٔ آثار اشتقاقی از آن را دارد. سمپلی که از یک انتشار تجاری برداشته شود هم‌زمان به هر دو کپی‌رایت دست می‌زند:

  • ضبط صوتی — که مالک مستر، معمولاً لیبل، تسویه‌اش می‌کند. این مجوز را عموماً master use licence می‌نامند.
  • اثر موسیقایی — که ناشر یا ناشران آهنگ تسویه‌اش می‌کنند. این مجوز را در سمت نشر عموماً sample use licence می‌نامند.

‏The Copyright Office تمایز زیربنایی را مستقیم بیان می‌کند: «ثبت یک اثر موسیقایی موسیقی و شعر (در صورت وجود) مجسم‌شده در آن اثر را پوشش می‌دهد، اما اجرای ضبط‌شدهٔ آن اثر را پوشش نمی‌دهد. به همین ترتیب، ثبت یک ضبط صوتی از یک اجرا اثر موسیقایی زیربنایی را پوشش نمی‌دهد» (Circular 56A).

روشن‌ترین نمونه از آنچه رخ می‌دهد وقتی یکی را بگیرید و دیگری را نه، Newton v. Diamond است، جایی که Beastie Boys شش ثانیه — سه نت روی یک دوی ممتد — از اجرای فلوت James Newton از اثر خودش «Choir» را سمپل کردند. بند نخست رأی Ninth Circuit تمام درس است: خواندگان «مجوزی برای سمپل کردن ضبط صوتی اجرای دارای کپی‌رایت Newton گرفتند، اما مجوزی برای استفاده از اثر زیربنایی Newton، که آن هم دارای کپی‌رایت است، نگرفتند» (Newton v. Diamond, 388 F.3d 1189 (9th Cir. 2004)). آن‌ها بردند — اما تنها چون دادگاه استفاده از اثر را de minimis دانست، در رأی اختصاری دادگاه بدوی و دوباره در استیناف.

مجوز master use بدون مجوز نشر، نیمه‌تسویه نیست. تسویه‌نشده است، با یک رسید.

توجه کنید که این دو سمت می‌توانند شمار متفاوتی مالک داشته باشند. یک صفحه در بیشتر موارد یک مالک مستر دارد؛ آهنگ زیر آن ممکن است چهار نویسنده از سه ناشر داشته باشد، و همه باید بله بگویند.

اینترپولیشن و ری‌پلی چه چیزی را عوض می‌کنند

اینترپولیشن یعنی بازضبط کردن عنصری ملودیک، هارمونیک یا شعری از آهنگی موجود در قطعهٔ خودتان، بی‌آنکه از صوت اصلی استفاده کنید. ری‌پلی (یا «re-play» و «replacement») یعنی بازآفرینی بخش سمپل‌شده در استودیو، به‌گونه‌ای که مثل آن صفحه به گوش برسد بی‌آنکه آن صفحه باشد.

هر دو از نظر حقوقی همان کار را می‌کنند: ادعای ضبط صوتی را برمی‌دارند و ادعای اثر را می‌گذارند. ‏§114(b) صریح است که حق ضبط صوتی «به ساختن یا تکثیر ضبط صوتی دیگری که تماماً از تثبیت مستقل صداهای دیگر تشکیل شده تسری نمی‌یابد، حتی اگر آن صداها صداهای موجود در ضبط دارای کپی‌رایت را تقلید یا شبیه‌سازی کنند».

دو نتیجه از این برمی‌آید.

ری‌پلی شما را بی‌نیاز از تسویه نمی‌کند. هنوز به مجوز نشر نیاز دارید، و موضع مذاکراتی ناشر با ری‌پلی به‌سختی تضعیف می‌شود — ملودی همان چیزی است که او مالکش است.

اما ری‌پلی اهرم شما را در برابر لیبل عوض می‌کند. اگر لیبل رد کند یا رقمی ناممکن بخواهد، ری‌پلی او را به‌کلی از گفت‌وگو بیرون می‌برد. به همین دلیل است که سرویس‌های ری‌پلی وجود دارند و ری‌پلی اغلب پس از گیر کردن مذاکرهٔ سمت مستر سفارش داده می‌شود، نه پیش از آغازش. ‏Sixth Circuit همین را از سوی دیگر بیان کرد وقتی گفت «اگر هنرمندی بخواهد "ریف"ی از اثر دیگری را در ضبطش بگنجاند، آزاد است صدای آن "ریف" را در استودیو تکثیر کند»، و اینکه این سقفی بر آنچه مالک مستر واقع‌بینانه می‌تواند بخواهد می‌گذارد: «دارندهٔ کپی‌رایت ضبط صوتی نمی‌تواند حق‌المجوزی بیش از آنچه برای متقاضی مجوز هزینه دارد که خودش سمپل را در جریان ساختن ضبط تازه تکثیر کند مطالبه کند» (Bridgeport Music v. Dimension Films, 410 F.3d 792 (6th Cir. 2005)).

مجوز اجباری §115 کمکی نمی‌کند. اغلب فرض می‌شود که چون می‌توانید بی‌اجازه کاور ضبط کنید، می‌توانید بی‌اجازه اینترپولیشن هم بکنید. نمی‌توانید. ‏§115 ساختن و توزیع فونوگرام از اثری موسیقایی غیرنمایشی را پوشش می‌دهد که پیشاپیش به عموم توزیع شده، و اجازه می‌دهد «تنظیمی موسیقایی از اثر ساخته شود تا آنجا که برای هماهنگ کردنش با سبک یا شیوهٔ تفسیر اجرای مورد نظر لازم است» — اما آن تنظیم «نباید ملودی پایه یا خصلت بنیادی اثر را تغییر دهد، و به عنوان اثری اشتقاقی زیر این عنوان مشمول حمایت نخواهد بود، مگر با رضایت صریح مالک کپی‌رایت» (‏17 U.S.C. §115(a)(2)). آهنگی تازه که هشت میزان از آهنگی قدیمی در خود دارد، اجرایی از آهنگ قدیمی نیست؛ اثری اشتقاقی است، و §115 به آن نمی‌رسد.

‏De minimis، و چرا نمی‌توانید انتشاری را بر آن بنا کنید

De minimis non curat lex — قانون به خرده‌ریزها نمی‌پردازد — آموزه‌ای واقعی است. برای سمپل‌برداری هم بی‌اعتمادترین چیز این مقاله است.

‏Ninth Circuit آن را بر هر دو کپی‌رایت اعمال می‌کند. در Newton، دادگاه آزمون را چنین گذاشت: «استفاده‌ای de minimis است تنها اگر مخاطب متوسط برداشت را نشناسد.» بر همین پایه رأی اختصاری به سود Beastie Boys را دربارهٔ اثر تأیید کرد. دوازده سال بعد، در VMG Salsoul v. Ciccone، آموزه را به ضبط‌های صوتی تسری داد و حکم داد که یک ضربهٔ بادیِ 0.23 ثانیه‌ای که در «Vogue» سمپل شده بود قابل تعقیب نیست، و قاعدهٔ مخالف را رودررو رد کرد: «استدلال Bridgeport را ناقانع‌کننده می‌یابیم. حکم می‌دهیم که استثنای "de minimis" بر دعاوی مدعی نقض کپی‌رایت ضبط‌های صوتی اعمال می‌شود» (VMG Salsoul, LLC v. Ciccone, 824 F.3d 871 (9th Cir. 2016)).

‏Sixth Circuit، برای ضبط‌های صوتی، اعمالش نمی‌کند.Bridgeport ‏§114(b) را چنین خواند که به مالک ضبط حق انحصاری «سمپل کردن» ضبط خودش را می‌دهد، و قاعده‌ای پذیرفت که اصلاً آستانهٔ de minimis ندارد. صورت‌بندی‌اش یک جملهٔ واحد است: «Get a license or do not sample.» دادگاه از این قاعده بر پایهٔ قابلیت اجرا دفاع کرد — «ارزش یک قاعدهٔ اصولی و قاطع آشکار می‌شود» — و بر این پایه که «سمپل‌برداری هرگز تصادفی نیست … وقتی ضبط صوتی‌ای را سمپل می‌کنید می‌دانید که دارید فراوردهٔ کار دیگری را برمی‌دارید».

تعارض باز است و عامدانه ساخته شد. ‏Ninth Circuit صریح همین را گفت: در امتناع از پیروی از Bridgeport پذیرفت که دارد «گام غیرمعمول ساختن یک شکاف میان حوزه‌های استینافی» را برمی‌دارد، و پیش از انجامش این هزینه را صریح سنجید. دیوان عالی آن را حل نکرده است. بنابراین اینکه کدام قاعده بر شما اعمال می‌شود به این بستگی دارد که دعوا کجا طرح شود — و مرجع را دارندهٔ حق برمی‌گزیند، نه شما.

بیرون از آمریکا تحلیل باز هم فرق دارد. در اتحادیهٔ اروپا، دیوان دادگستری در Pelham GmbH v. Hütter (پروندهٔ C‑476/17، رأی 29 ژوئیهٔ 2019) حکم داد که برداشتن حتی نمونهٔ صوتی بسیار کوتاهی از یک فونوگرام در اصل تکثیر «جزئی» در معنای مادهٔ 2(c) دستورالعمل InfoSoc است، اما آنجا تکثیر نیست که نمونه به شکلی دگرگون‌شده و ناشناختنی برای گوش گنجانده شده باشد (پروندهٔ CJEU، C‑476/17). «ناشناختنی برای گوش» استثنایی باریک‌تر و با شکلی متفاوت از آزمون de minimis آمریکاست، و دادگاه‌های ملی مورد به مورد اعمالش می‌کنند. هر جای دیگر، فرض کنید هیچ چیزی منتقل نمی‌شود.

De minimis دفاعی است که پس از طرح دعوا علیه شما مطرحش می‌کنید، نه اجازه‌ای که پیش از انتشار بر آن تکیه کنید. هر هنرمندی که با موفقیت به آن استناد کرد، در پایان سال‌ها دادرسی چنین کرد.

سراغ چه کسی بروید، و به چه ترتیبی

1. مشخص کنید واقعاً چه چیزی را سمپل کرده‌اید. عنوان قطعه، هنرمند، انتشار، و تایم‌کد و مدت دقیق بخش به‌کاررفته. اگر نتوانید منبع را نام ببرید، نمی‌توانید تسویه‌اش کنید، و «در یک پک پیدایش کردم» پاسخ نیست مگر مجوز آن پک را داشته باشید (پایین‌تر ببینید).

2. مالک مستر را مشخص کنید. برای یک انتشار تجاری این همان لیبلی است که در سطر ℗ نام برده شده، یا مالک کنونی‌اش پس از فروش کاتالوگ. لیبل‌های بزرگ‌تر بخش تسویهٔ سمپل دارند؛ مستقل‌ها ممکن است آن را از صندوق ورودی بنیان‌گذار عبور دهند.

3. هر ناشر روی اثر را مشخص کنید. پایگاه‌های دادهٔ عمومی آثارِ انجمن‌های گردآوری و جست‌وجوی نهاد صدور مجوز مکانیکی مربوط را بگردید. انتظار مالکیت تقسیم‌شده داشته باشید، و انتظار داشته باشید دست‌کم یک سهم را به جای نویسنده یک مدیر کنترل کند.

4. نخست سراغ سمت نشر بروید، یا هر دو را یک‌جا — اما هرگز فقط لیبل را. ناشران معمولاً سریع‌ترند، و تأیید نشر اهرم سودمندی است؛ تأیید مستر به‌تنهایی بی‌ارزش است اگر سمت آهنگ رد کند. آنجا که یک شرکت مالک هر دوست — لیبلی با ناشر وابسته، یا هنرمندی که خودش منتشر و خودش نشر می‌کند — یک one-stop دارید، و فرایند در یک مذاکره فرو می‌ریزد. ‏One-stopها همان دلیلی هستند که منابع مستقل و کتابخانه‌ای اغلب از منابع مشهور عملی‌ترند.

5. انتظار سکوت داشته باشید. هیچ دارندهٔ حقی مکلف به پاسخ دادن، مذاکره کردن یا توضیح دادن دلیل رد نیست، و هیچ‌جا در آنچه اینجا بحث شد مجوز اجباری برای سمپل‌برداری وجود ندارد.

یک درخواست تسویه باید چه چیزی داشته باشد

درخواست‌هایی که این‌ها را ندارند نادیده گرفته می‌شوند، چون گیرنده بی آن‌ها نمی‌تواند قرارداد را قیمت‌گذاری کند.

  • منبع: عنوان، هنرمند، لیبل، انتشار، و ISRC اگر دارید.
  • بخش: تایم‌کد دقیق ورود و خروج، مدت، اینکه کدام عنصر است (میزان درام، عبارت وکال، ضربهٔ بادی)، چند بار تکرار می‌شود، و اینکه سرتاسر لوپ شده یا نه.
  • قطعهٔ شما: عنوان، هنرمند، مدت کل، لینک پخش خصوصی مستر تمام‌شده، و — همانی که مردم فراموشش می‌کنند — نسخه‌ای با سمپل سولوشده یا یک A/B تا گیرنده دقیقاً بشنود چه برداشته شده است.
  • برنامهٔ انتشار: تاریخ، قالب‌ها، قلمروها، اینکه تک‌آهنگ است یا قطعه‌ای از آلبوم، اینکه ویدیو دارد یا نه، و اینکه در تبلیغات یا سینک به کار خواهد رفت یا نه.
  • مقیاس مورد انتظار: صادقانه، و پایین اگر حقیقت همین است. دارندهٔ حق، انتشار مستقلی با صدهزار پخش را جور دیگری قیمت می‌گذارد تا تک‌آهنگ یک لیبل بزرگ را.
  • سهمی که پیشنهاد می‌دهید، در هر دو سمت، و هر تسویه‌ای که پیشاپیش داده شده است.
  • اینکه شما کی هستید و صورت‌حساب به نام چه کسی صادر شود.

آن را پیش از تثبیت تاریخ انتشار بفرستید. زمان‌بندی تسویه معمولاً به هفته تا ماه اندازه گرفته می‌شود، و سازوکاری برای تسریعش وجود ندارد.

قراردادها چه شکلی‌اند

از نظر ساختاری، قراردادهای سمپل برخی از موارد زیر را ترکیب می‌کنند. اینکه کدام ترکیب نصیبتان شود مذاکره می‌شود، استاندارد نیست.

حق‌الزحمهٔ پیش‌پرداخت. پرداختی یک‌باره، که گاهی به عنوان پیش‌پرداخت در برابر حق‌الامتیاز و گاهی به عنوان مبلغی مقطوع در برابر هیچ وصف می‌شود. در سمت مستر این شکل معمول است.

حق‌الامتیاز پسین روی ضبط. درصدی از دریافتی خالص شما از ضبط، یا نرخی به‌ازای هر واحد، قابل پرداخت به مالک مستر. گاهی به صورت پلکانی ساخته می‌شود: مبلغی ثابت که n واحد نخست را پوشش می‌دهد، با مبلغی دیگر که در هر آستانه سررسید می‌شود.

سهم نشر. در سمت اثر، ارز رایج پول نیست بلکه مالکیت است: درصدی از سهم نویسنده و ناشر آهنگ تازه، که برای همیشه به نویسندگان و ناشران آهنگ سمپل‌شده واگذار می‌شود. به همین دلیل است که سمپل تسویه‌نشده‌ای که بعدها کشف شود می‌تواند بیش از پول هزینه بردارد — می‌تواند سهمی از هر چه آهنگ تا ابد درمی‌آورد را از شما بگیرد، از جمله درآمد اجرا و مکانیکی که هرگز مستقیم نمی‌بینیدش.

بای‌اوت. پرداختی واحد که همهٔ تعهدات بعدی را از میان برمی‌دارد، بی‌هیچ پسینی و بی‌هیچ سهم نشری. برای مواد کتابخانه‌ای و مواد متعلق به مستقل‌ها رایج است؛ برای کاتالوگ سرشناس کمیاب.

بندهای دولت کامله‌الوداد (MFN). بسیار رایج. ‏MFN می‌گوید اگر به هر دارندهٔ حق دیگری در همان قطعه شرایط بهتری بدهید، این دارندهٔ حق هم خودکار همان را می‌گیرد. اثر عملی‌اش این است که خواستهٔ یک طرف کف را برای همه تعیین می‌کند، و نمی‌توانید با یک سمت ارزان و با سمت دیگر گران تسویه کنید. چنان مذاکره کنید که گویی هر عددی برای دیگر شرکت‌کنندگان عمومی خواهد شد، چون زیر MFN عملاً می‌شود.

اعتبار و تأیید. قراردادها معمولاً متن اعتبار را در متادیتا و یادداشت‌های داخل جلد دیکته می‌کنند، و گاهی حق تأیید کاور، ویدیو یا استفادهٔ سینک را هم.

دربارهٔ بازه‌ها: هیچ فهرست نرخ منتشرشده‌ای وجود ندارد، و هر کس یکی نقل کند دارد حدس می‌زند. تسویهٔ سمپل بازاری خصوصی و آزادانه مذاکره‌شده است، بی‌هیچ نرخ قانونی، بی‌هیچ سقف مقرره‌ای، و بی‌هیچ الزامی بر هیچ طرفی برای افشای شرایط؛ قراردادها معمولاً بند محرمانگی دارند. نزدیک‌ترین معیار عمومی از منبعی معتبر در یک مجوز بازار آزاد مجاور است: the Copyright Office دربارهٔ صدور مجوز سینک مشاهده کرد که «مالکان اثر موسیقایی و ضبط صوتی عموماً به‌طور برابر — 50/50 — زیر مجوزهای سینک که تک‌به‌تک مذاکره می‌شوند پرداخت می‌گیرند» (Copyright and the Music Marketplace، 2015). آن برابری تقریبی میان دو سمت، پیش‌فرض معقولی برای تسویهٔ سمپل هم هست، و به همین دلیل است که بندهای MFN گاز می‌گیرند. این یک قیمت نیست. ما هم قرار نیست یکی از خودمان دربیاوریم.

اگر بی‌تسویه منتشر کنید چه می‌شود

شش چیز، تقریباً به ترتیبی که می‌رسند.

رد تحویل. توزیع‌کننده‌ها و فروشگاه‌ها هنگام دریافت، بررسی‌های تشخیص محتوا اجرا می‌کنند. سمپلی که شناخته شود می‌تواند انتشار را پیش از روی هوا رفتن متوقف کند، که ارزان‌ترین نتیجهٔ در دسترس شماست.

ادعای Content ID. در YouTube، تطبیق با مرجعی ثبت‌شده ادعایی می‌سازد که مدعی پیامدهایش را تعیین می‌کند: مستندات YouTube آن‌ها را چنین فهرست می‌کند: مسدود کردن دیده شدن ویدیو، کسب درآمد از آن «با اجرای تبلیغات روی آن و گاهی تقسیم درآمد با آپلودکننده»، یا رصد کردن تماشای آن — و یادآور می‌شود که «هر یک از این اقدام‌ها می‌تواند مختص یک جغرافیا باشد» (YouTube، How Content ID works). نتیجهٔ عملی پیش‌فرض این است که کس دیگری درآمد ویدیوی شما را گرد می‌آورد.

حذف با اخطار. بر پایهٔ 17 U.S.C. §512(c)، ارائه‌دهندهٔ سرویسی که در پی دریافت اخطاری منطبق «بی‌درنگ برای حذف یا قطع دسترسی به مطلبی که ادعا می‌شود ناقض حق است» اقدام کند، بندر امنش را نگه می‌دارد. اقتصاد آن حکم یعنی پلتفرم‌ها نخست حذف می‌کنند و بعد داوری.

کنار کشیدن توزیع‌کننده‌تان. قراردادهای توزیع عموماً تضمین می‌گیرند که شما همهٔ حقوق لازم را دارید و اگر نداشته باشید توزیع‌کننده را مصون می‌دارید. سمپل تسویه‌نشده نقض همان تضمین است.

مواجههٔ دادرسی. ‏§504 به مالک یا خسارت واقعی به‌علاوهٔ سود ناقض می‌دهد، یا خسارت قانونی «نه کمتر از $750 و نه بیشتر از $30,000» بابت هر اثر، که آنجا که نقض عامدانه اثبات شود تا «نه بیشتر از $150,000» بالا می‌رود؛ §505 به دادگاه اجازه می‌دهد حق‌الوکاله را به طرف پیروز بدهد. سمپل‌برداری عامدانه پرونده‌ای نیست که در آن به‌آسانی بتوان از بی‌گناهی سخن گفت: Bridgeport مشاهده کرد که «سمپل‌برداری هرگز تصادفی نیست … وقتی ضبط صوتی‌ای را سمپل می‌کنید می‌دانید که دارید فراوردهٔ کار دیگری را برمی‌دارید».

تسویه‌ای پس‌نگر با شرایط طرف مقابل. رایج‌ترین نتیجه در دنیای واقعی همین است، و گران‌ترینش. همین که قطعه بیرون آمد و درآمدزا شد، هیچ اهرمی ندارید، و قیمت هم بر همان اساس تعیین می‌شود — معمولاً سهم بزرگی از اثر به‌علاوهٔ درآمد انباشته.

دعوای مدنی باید «ظرف سه سال پس از پیدایش ادعا» طرح شود (§507(b))، که در عمل یعنی قطعه‌ای تسویه‌نشده بر هیچ زمان‌بندی قابل‌پیش‌بینی‌ای امن نمی‌شود، چون هر عمل تازهٔ بهره‌برداری دوباره همان پرسش را پیش می‌کشد.

جایگزینی سمپل و بازضبط به عنوان راه دیگر

اگر تسویه شکست بخورد یا بیش از آنچه قطعه می‌کشد هزینه بردارد، سه راه دارید.

بخش را دوباره بنوازید. نوازنده‌ای بگیرید یا برنامه‌نویسی‌اش کنید، تنظیم را مطابقت دهید، و دوباره ضبط کنید. ‏§114(b) ادعای مستر را برمی‌دارد. ادعای اثر می‌ماند، پس این تنها وقتی کمک می‌کند که سمت نشر تأیید کرده باشد یا آنچه دوباره نواخته‌اید خودش بیان حمایت‌شده نباشد.

بخش را بازنویسی کنید. ملودی و هارمونی را چندان تغییر دهید که دیگر بیان حمایت‌پذیر را تکثیر نکنید. این تشخیصی است بی‌هیچ خط قاطعی، و «چند نت را عوض کردم» هرگز دفاعی نبوده است.

عوضش کنید. سمپل را دربیاورید و معادلش را از مادهٔ متعلق به خودتان یا مجوزگرفته بسازید — تنها راهی که هیچ پرسش حقوقی باقی‌مانده‌ای ندارد.

هر کدام را که برگزینید، پیش از انتشار انجامش دهید. جایگزین کردن سمپل پس از روی هوا رفتن قطعه یعنی مستری تازه، یک حذف و تحویل دوباره، و مجموعه‌ای از مشکلات متادیتای پایین‌دستی روی مشکلات حقوقی.

کتابخانه‌های سمپل رایگان از حق‌الامتیاز و دارای مجوز: مجوزها واقعاً چه اجازه‌ای می‌دهند

«رایگان از حق‌الامتیاز» یعنی هیچ حق‌الامتیازی به‌ازای هر استفاده قابل پرداخت نیست. یعنی بی‌قید و شرط نیست، و یعنی مالک آنچه دانلود کرده‌اید نیستید.

شرایط Splice نمونه‌وار و به‌طور غیرمعمول صریح است. صداها «به شما مجوز داده می‌شوند، نه فروخته». اعطا عبارت است از «حقی غیرانحصاری، غیرقابل‌انتقال و دائمی برای استفاده از صداهایی که به دست می‌آورید … در ترکیب با صداهای دیگر در تولیدات موسیقایی برای ساختن ضبط‌های تازه … برای مقاصد تجاری و غیرتجاری»، و اعطای موازی‌ای استفاده در «آثار خلاقانه» مانند بازی، فیلم، تلویزیون و ویدیوی شبکه‌های اجتماعی را پوشش می‌دهد. شرایط سپس روشن می‌گوید: «شما (و/یا هر مشارکت‌کننده یا هنرمند ثالث مرتبطی که در پیوند با ضبط تازه به کار گرفته‌اید) مالک هر مشارکت اصیلی خواهید بود که در ضبط تازه انجام شده و از صداها تشکیل نشده باشد … برای رفع ابهام، شما مالک صداها نخواهید بود» (Splice Terms of Use، §3.1.1.1–3.1.1.2).

ممنوعیت‌ها به اندازهٔ اعطا مهم‌اند. زیر §3.1.1.3 نمی‌توانید «صداها را به‌تنهایی به عنوان جلوه‌های صوتی، لوپ، یا مادهٔ خام برای هر شکل دیگری از سمپل مجوز فرعی بدهید (حتی اگر صداها را تغییر دهید)»؛ نمی‌توانید «صداها را در پک‌های سمپل تازه بازتوزیع کنید»؛ نمی‌توانید «صداها را بازضبط یا بازتولید کنید»؛ و نمی‌توانید «از صداها به عنوان مادهٔ منبع یا آموزش برای مدل‌های هوش مصنوعی مولد یا انواع دیگر استفاده کنید». ‏Splice همچنین برای هر صدا یک «Certified License» صادر می‌کند که می‌توانید آن را «برای اثبات دانلودتان به شخص ثالث (مثلاً توزیع‌کننده‌ها، لیبل‌ها، شرکت‌های رسانهٔ دیداری-شنیداری)» ارائه دهید — و همان سندی است که اگر صدایی کتابخانه‌ای تطبیق محتوایی راه بیندازد، توزیع‌کننده از شما خواهد خواست.

چهار پیامد عملی.

  • مجوز کتابخانه، تسویه برای محتوای شخص ثالث نیست. آنچه را کتابخانه مالکش است پوشش می‌دهد. اگر پکی سمپل تسویه‌نشده‌ای از یک صفحهٔ تجاری داشته باشد، مجوز کتابخانه آن را درمان نمی‌کند، و شرایطش هم شما را بابتش مصون نمی‌دارد. از منابعی بخرید که می‌گویند مادهٔ خامشان از کجا آمده است.
  • نمی‌توانید صدایی کتابخانه‌ای را از انتشار خودتان استم بگیرید و دوباره بفروشید. بند «بدون مجوز فرعی به‌تنهایی» در سراسر این بخش استاندارد است.
  • استم‌ها و مالتی‌ترک‌هایی که برای مسابقه‌های ری‌میکس منتشر می‌شوند کتابخانهٔ سمپل نیستند. آن‌ها شرایط خودشان را دارند که معمولاً باریک و محدود به مسابقه و دوره‌ای مشخص است.
  • مجوز را نگه دارید. مجوزهای تأییدشده، تأییدیه‌های سفارش و شرایط پک همان اسنادی‌اند که انسداد تحویل را در یک روز حل می‌کنند نه در یک ماه.

شرایط میان فروشندگان فرق می‌کند و در طول زمان تغییر می‌کند؛ مجوز پکی را که واقعاً به کار برده‌اید، به تاریخ روزی که به کارش برده‌اید، بخوانید.

جداسازی استم با AI چه چیزی را عوض می‌کند، و چه چیزی را نه

ابزارهای جداسازی منبع اکنون استمی مجزا از درام، بیس یا وکال را از مستر استریوی تمام‌شده بیرون می‌کشند، با نتیجه‌هایی که چند سال پیش دست‌یافتنی نبود. این عملِ سمپل‌برداری را اساساً عوض کرده است. تحلیل را عوض نکرده است.

از نظر حقوقی، استم بیرون‌کشیده همچنان همان ضبط صوتی است. ‏§114(b) حق تکثیر در یک ضبط صوتی را حق ساختن نسخه‌هایی تعریف می‌کند «که مستقیم یا غیرمستقیم صداهای واقعی تثبیت‌شده در ضبط را بازمی‌گیرند». وکال جداشده بازگرفتن همان صداهای واقعی تثبیت‌شده در صفحه است — نسخه‌ای پردازش‌شده است، نه تثبیتی مستقل. استثنای تقلید تنها بر ضبطی اعمال می‌شود «که تماماً از تثبیت مستقل صداهای دیگر تشکیل شده باشد»، که استم جداشده چنین نیست. جدا کردن یک صفحه بخش‌هایش را بی‌مالک نمی‌کند، و سمپل را به ری‌پلی بدل نمی‌کند.

و استم مجزا پرونده را علیه شما تقویت می‌کند، نه تضعیف. در Ninth Circuit آزمون de minimis می‌پرسد آیا «مخاطب متوسط برداشت را نمی‌شناسد» (Newton). وکال یا هوکی که تمیز جدا شده باشد از همان بند در دل یک میکس کامل شناختنی‌تر است، نه کمتر. در Sixth Circuit این پرسش اصلاً پیش نمی‌آید: «Get a license or do not sample» (Bridgeport).

آنچه واقعاً حل‌نشده است همه چیزِ پایین‌دستِ آن است. هیچ دادگاه آمریکایی‌ای بر پرونده‌ای که مشخصاً حول جداسازی منبع با AI صورت‌بندی شده باشد رأی نداده است؛ کار جاری the Copyright Office دربارهٔ کپی‌رایت و هوش مصنوعی به آموزش، نویسندگی و افشا می‌پردازد نه به جداسازی مسترهای موجود (U.S. Copyright Office، Copyright and Artificial Intelligence). اینکه آیا خودِ جداسازی تکثیری واسط و ناقض حق است، سامانه‌های تشخیص با محتوای جداشده چگونه رفتار می‌کنند، و تحلیل چگونه با استفادهٔ منصفانه تعامل می‌کند، پرسش‌های باز هستند. هیچ چیزی در آن عدم قطعیت به یک انتشار کمک نمی‌کند: کپی‌ای که پایین‌دست جداسازی می‌کنید در هر حال کپی است.

سیاههٔ وارسی پیش از انتشار

پیش از آنکه تاریخ انتشارتان اعلام شود این را طی کنید، نه پس از آن.

  • [ ] هر عنصر سمپل‌شده در پروژه فهرست شده است: قطعهٔ منبع، هنرمند، لیبل، تایم‌کد ورود/خروج، مدت، و اینکه چند بار ظاهر می‌شود.
  • [ ] برای هر کدام، مالک مستر و هر ناشر روی اثر را با اطلاعات تماس مشخص کرده‌اید.
  • [ ] درخواستی کتبی به هر دو سمت رفته است، حاوی بخش، A/B، برنامهٔ انتشار و سهم پیشنهادی.
  • [ ] تأیید کتبی دارید — نه بلهٔ شفاهی، نه رشته‌ای ایمیل امیدوارکننده — از هر دارندهٔ حق در هر دو سمت.
  • [ ] هر مجوز این‌ها را بیان می‌کند: قلمرو، مدت، قالب‌ها و رسانه‌های پوشش‌داده‌شده، اینکه سینک و تبلیغات گنجانده شده‌اند یا نه، حق‌الزحمه و هر آستانهٔ پلکانی، هر سهم نشر، متن اعتبار، و اینکه MFN اعمال می‌شود یا نه.
  • [ ] سهم نشری که در سمت سمپل توافق شده در برگهٔ سهم شما و در ثبت‌هایتان نزد انجمن و نهاد صدور مجوز مکانیکی، با همان درصدها، بازتاب یافته است.
  • [ ] هر صدای کتابخانه‌ای یا پکی در قطعه به مجوزی که هنوز دارید قابل ردیابی است، با مجوز تأییدشده یا رسید ذخیره‌شده در کنار پروژه.
  • [ ] هیچ چیزی در پروژه از پوشه‌ای بی‌برچسب، ریپی از YouTube، استمی لو رفته، خروجی جداسازی منبع از یک صفحهٔ تجاری، یا پکی که نمی‌توانید خاستگاهش را بگویید نیامده است.
  • [ ] هر چیز تسویه‌ناپذیر دوباره نواخته، بازنویسی یا حذف شده — و مستر تحویلی همان نسخه‌ای است که این را بازتاب می‌دهد.
  • [ ] اعتبارها و متادیتایی که تحویل می‌دهید نویسندگان سمپل‌شده را آن‌گونه که مجوزها می‌خواهند نام می‌برد.
  • [ ] همهٔ موارد بالا در یک پوشه همراه پروژه است، تا انسداد تحویل بتواند همان روز پاسخ داده شود.
هر چاره‌ای در این مقاله هر چه به انتشار نزدیک‌تر شویم گران‌تر می‌شود، و ارزان‌ترینشان — جایگزین کردن سمپل — تنها پیش از نهایی شدن مستر در دسترس است.

منابع

  • 17 U.S.C. Chapter 1 (§106 حقوق انحصاری؛ §114(b) محدود شدن حق ضبط صوتی به بازگرفتن صداهای واقعی تثبیت‌شده، و استثنای تثبیت‌های مستقلی که تقلید یا شبیه‌سازی می‌کنند؛ §115(a)(2) تنظیم موسیقایی زیر مجوز اجباری) — https://www.copyright.gov/title17/92chap1.html
  • 17 U.S.C. Chapter 5 (§504(c) خسارت قانونی؛ §505 حق‌الوکاله؛ §507(b) مرور زمان سه‌ساله؛ §512(c) حذف بی‌درنگ در پی اخطار) — https://www.copyright.gov/title17/92chap5.html
  • U.S. Copyright Office, Copyright Registration of Musical Compositions and Sound Recordings, Circular 56A (ثبت یکی، دیگری را پوشش نمی‌دهد) — https://www.copyright.gov/circs/circ56a.pdf
  • U.S. Copyright Office, Compulsory License for Making and Distributing Phonorecords Other Than Digital Phonorecord Deliveries, Circular 73A (دامنهٔ مجوز §115) — https://www.copyright.gov/circs/circ73a.pdf
  • Newton v. Diamond, 388 F.3d 1189 (9th Cir. 2004) (سمپل‌برداری «به مجوزی برای استفاده از هم اجرا و هم اثر نیاز دارد»؛ خواندگان ضبط را مجوز گرفتند اما اثر را نه؛ «استفاده‌ای de minimis است تنها اگر مخاطب متوسط برداشت را نشناسد») — https://cdn.ca9.uscourts.gov/datastore/opinions/2004/11/09/0255983.pdf
  • Bridgeport Music, Inc. v. Dimension Films, 410 F.3d 792 (6th Cir. 2005) («Get a license or do not sample»؛ قاعدهٔ قاطع زیر §114(b)؛ حق‌المجوز به هزینهٔ تکثیر سمپل در استودیو سقف می‌خورد؛ «سمپل‌برداری هرگز تصادفی نیست») — https://storage.courtlistener.com/pdf/2005/06/03/bridgeport_music_inc_v._dimension_films.pdf
  • VMG Salsoul, LLC v. Ciccone, 824 F.3d 871 (9th Cir. 2016) («استدلال Bridgeport را ناقانع‌کننده می‌یابیم. حکم می‌دهیم که استثنای "de minimis" بر دعاوی مدعی نقض کپی‌رایت ضبط‌های صوتی اعمال می‌شود»؛ پذیرش دادگاه به اینکه دارد «شکافی میان حوزه‌های استینافی می‌سازد») — https://cdn.ca9.uscourts.gov/datastore/opinions/2016/06/02/13-57104.pdf
  • Court of Justice of the European Union, Pelham GmbH and Others v. Ralf Hütter and Florian Schneider-Esleben, Case C‑476/17, رأی 29 ژوئیهٔ 2019 (نمونهٔ صوتی برداشته‌شده از یک فونوگرام در اصل تکثیر جزئی است؛ نه آنجا که به شکلی دگرگون‌شده و ناشناختنی برای گوش گنجانده شده باشد) — https://curia.europa.eu/juris/liste.jsf?num=C-476/17
  • U.S. Copyright Office, Copyright and the Music Marketplace (2015) (صدور مجوز سینک در بازار آزاد رخ می‌دهد؛ «مالکان اثر موسیقایی و ضبط صوتی عموماً به‌طور برابر — 50/50 — زیر مجوزهای سینک که تک‌به‌تک مذاکره می‌شوند پرداخت می‌گیرند») — https://www.copyright.gov/policy/musiclicensingstudy/copyright-and-the-music-marketplace.pdf
  • YouTube Help, How Content ID works (تطبیق ادعایی می‌سازد که به انتخاب مدعی ویدیو را مسدود، درآمدزا یا رصد می‌کند، و می‌تواند مختص جغرافیا باشد) — https://support.google.com/youtube/answer/2797370
  • Splice, Terms of Use (§3.1.1.1 اعطا برای ضبط‌های تازه؛ §3.1.1.2 آثار خلاقانه؛ §3.1.1.3 استفاده‌های ممنوع، از جمله ممنوعیت مجوز فرعی دادن صداها به‌تنهایی، بازتوزیع در پک‌های تازه، بازضبط، و استفاده به عنوان مادهٔ آموزش AI؛ §3.1.1 مجوز تأییدشده) — https://splice.com/terms
  • U.S. Copyright Office, Copyright and Artificial Intelligence (برنامهٔ کاری AI اداره) — https://www.copyright.gov/ai/
ابزارهای رایگان

هر ابزاری که Mazufa می‌سازد در مرورگر شما اجرا می‌شود، هیچ هزینه‌ای ندارد و به حساب کاربری نیاز ندارد.

جعبه‌ابزار را باز کنید ⇥